جنایت به اسم مقدسات
من اگر بنشینم ....
از پسِِ پرده نگاه کن .... من از همین تریبون کوچک نه به عنوان طرفدار موسوی و نه به عنوان هیچ طرفدار دیگری تنها در مقام دفاع از خواهران و برادرانم که در زیر ضربه های باتوم صدای شکسته شدن تک تک باورهایشان احساسات هر بیننده ای را جریهه دار میکرد سوال میکنم ؟ اعتراض به نقطه ضعف های یک حکومت درتناقض با کدام یک از این کلمات است ؟ دموکراسی؟ جمهوری اسلامی ؟ اگر دانشجویان دانشگاه امیر کبیر / دانشگاه امام حسین / دانشگاه صنعتی شریف ارازل و اوباش های این جامعه هستند پس انسان های فرهیخته و با سواد ما چه کسانی خواهند بود ؟ و ایا با چنین دیدی به جوانانی که جز افتخارات ایران عزیز هستند نباید به فکر ویران کردن دانشگاه هایی بود که ارازل و اوباش تحویل جامعه میدهند ؟ متاسفم که هرگونه به قضایای اخیر مینگریم بازهم یقه ی خودمان خیس از تف های سربالاست به خاطر ندارم که هیچ یک از بزرگان و مبلغان دینی و مذهبی ما گفته باشند که اگر کسی به نحوه ی عملکرد ما اعتراض داشت دهانش را با مشت و باورهای استوارش را زیر تازیانه ی باتوم بگیریم من یک ایرانی ام و تمام این ارازل و اوباشی که به گفته شما دست به اعتراض زده اند نیز ایرانی هستند .... خواهران و برادران همین ارازل و اوباش بودند که در 8 سال جنگ خون داند همین ارازل و اوباش بودند که انقلاب را به پا کردند تا من و تو راحت پشت کامپیوترمان بنشینیم و چای بنوشیم ... همه ی معترضین به چشم میبینند که هنوز بعد از گذشت 30 سال از انقلاب اثار تاسف بار جنگ بر ذهن و قلب و پیکر تمام مردم و تمام ایران عزیز خود نمایی میکند اگر جنگ دیگری به وقوع بپیوندد دیگر تنها از ایران نامی برجای خواهد ماند متاسفم که در ایران عزیز ما تمام مسائل با چرخش 180 درجه ای موضوع به خورد مردم ساده دل داده میشود جوانان معترض به خیانتی که به اعتمادشان شده بود معترض بودند همین نه چیز دیگری جوانان ما نشان دادند که ملتی نیستند که درگیر اخبار اشتباه شده و بشود به سادگی سرشان را گول مالید من به رای خودم احترام میگذارم همان طور که طرفداران اقای رضایی به رای و نظر خود ... حالا اگر من مثلا به نوع لباس پوشیدن پدرم اعتراض داشتم دلیل بر زیر سوال رفتن نسبت فامیلی یا علاقه ام به پدرم خواهد بود ؟ اگر من به نوع سلام دادن دوستم اعتراض داشتم و به او گفتم من به سلام دادن تو اعتراض دارم و او مرا به باد کتک گرفت ایا من حق دفاع از خود را در مقابل کتک های او ندارم ؟ و حالا فرض کنیم شخص سومی امد و دوستم به او گفت من از اول قصد کتک زدن او را داشتم ایا من ساکت خواهم ماند ؟.... من معتقدم که برای پایداری یک حکومت باید گاهی قاطع و سریع برخورد کرد و همه نیز میدانیم که نتایج این انتخابات هیچ تغییری نکرده اب از اب تکان نخورده و فقط این میان عده ای از جوانان بی گناه کشته زخمی و زندانی شده اند زیرا اگر نظام کوچک ترین اقدامی و یا اعترافی به اشتباه بودن نتیجه داشته باشد باید اشهد این نظام را خواند که البته در هر نظام دیگری نیز چنین است من قاطعانه و با اطمینان قلبی راسخی میگویم که قصد هیچ یک از هموطنان من از اعتراض بر اندازی این نظام نبوده و نیست انها فقط معترضانی بودند که انتظار داشنتد به اعتمادشان متقابلن احترام گذاشته و یا حداقال خیانت نشود اما خوشحالم خوشحال از اینکه به همه ی دنیا و ایران خودمان ثابت شد که هنوز هستند انسان هایی که از حقشان دفاع کنند من به شخصه طرفدار شخص خاصی نیستم مخالفتی هم با شخص خاصی ندارم حرفم اعتراض است اعتراض به این که چرا وقتی میخواهم حرفم را بگویم یا بنویسم (حتی از پشت این سیستم) بترسم ؟ اعتراض به اینکه چرا در جواب اعتراضی که حق من است و قانون اساسی و حقوق بشر و تمام دنیا حق اعتراض مرا محفوظ دانسته اند با ضربه های باتوم پاسخ میگیرم اعتراض به این که چرا منطقه ی ازاد را دایره ای قرمز رنگ احاطه کرده است و ایرانیان خارج از کشور که بعضا از نخبگان همین کشور و افتخارات تکرار ناپذیر جامعه ی ما بودند به جای جزیره ی کیش در دبی و دیگر کشورهای حاشیه ای خلیج فارس سرمایه گذاری کنند .چرا منطقه ی ازاد را به منطقه ی غیر ازاد تبدیل نمیکنیم؟ چرا مثلا خواننده ای که ان سر دنیا خوانندگی میکند نباید برای دیدن وطن خود و خانواده اش حق ورود به ایران را داشته باشد؟ ایا نمیشود با محکم کاری و گرفتن تعهد یا چه میدانم هر نوع اخطار هشدار یا تعهد از اینکه در ایران اجازه ی اجرای کنسرت نداشته باشند انان را به خاک وطنشان راه داد ؟ اما نه دوستان من مسئله این نیست مسئله خفقانیست که باید در ایران وجود داشته باشد مسئله اگاهی مردم است که نباید از حدی معین فراتر رود مسئله مناطق ازاد ذهن ماست که باید همیشه در حصار دایره ها باشد .... چرا باید از اگاهی مردم بترسیم اگر سیاستی که اعمال میکنیم دموکراسی واقعیست ؟ اگر شک و شبهه ای از نحوه ی عملکرد خود نداریم و واقعا به انچه میگوییم عمل میکنیم چرا باید از اگاهی مردم بترسیم چرا باید درست از اخرین ساعات رای گیری سیستم پیام کوتاه همه ی خطوط موبایل را مسدود کرده و از ساعت شروع اعتراض تمام سایت ها را فیلتر یاهو را تعطیل و روی شبکه های ماهواره ای پارازیت بیاندازیم ؟ ایا ما که ادعا میکنیم ملتی فهیم داریم نباید بگذاریم انها با اگاهی تصمیم بگیرند ؟ ایا نگهداشتن انسان ها در محیطی بسته و دور از هرگونه ارتباط با یکدیگر و دنیا و سپس خوراندن اخبار دلخواه به انان معنای واقعی دموکراسیست ؟ اعتراض دارم به شهری به نام خرمشهر به نام ابادان گاز مساحت عظیمی از کشور از پالایشگاه های ابادان تامین میشود و ایا این تاسف بار نیست که خود این شهر از نعمت گاز کشی محرومند؟ این است معنای عدالت اجتماعی؟ خرمشهر ........خرمشهری که حتی از شنیدن نامش دچار احساسات وطن دوستانه و عرق ملی میشویم از داشتند خیلی نعمت هایی که منوتو داریم محرومند میخواهم سوال کنم کدامیک از شهرهای ایران بیشتر از همه کشور در جنگ دچار اسیب و تشنج شد ؟ مردم کدام شهر از خانه و کاشانه ی خود اواره شدند مادران کدام شهر بیشتر بچه هایشان را غرق به خون و زیر تازیانه ی اسارات دیدند ؟ تا کی مادران وپدرانه فرزند از دست داده باید با دیدن اثار جنگ هر روز جگرشان خون شود و صدای خمپاره در گوششان و ترس از مرگ و بیخانمانیو نابسامانی در دلشان بیداد کند ؟ چرا ؟ فقط برای اینکه اثار جنگ را نگهداریم که یادمان نرود ؟ یادمان نرود که شهید دادیم ؟ که هرسال کاروان کاروان جوانان را راهیان نور بنامیم که بروند تحت تاثیر جو قرار گرفته هو مدتی سر به راه شوند؟ وقتی در خیابان های اندیمشک و خرمشهر و ابادن قدم میزنی دلت در سینه پرپر میزند و تاسف میخوری که چرا این مردمی که در جنگ برای بدست اوردن همین جمهوری اسلامی بیشترین اسیب ها را از لحاظ روحی و جانی متحمل شده اند اکنون در کمترین امکانات رفاهی زندگی میکنند ....و در خیابان های ابادان لجظه به لحظه ریه ات از گازهای سمی که توسط پالایشگاه تولید میشود پر میشود و دل دلت را میخورد که تو چطور زمستان ها زیر گرمای شومینه و بخاری به راحتی میخوابی و.... اعتراض دارم به دزدی اعتراض دارم به قول دوست شاعری دزد غلط املایی درد است چند درصد بیکار داریم ؟ چند درصد از این بیکاران برای تامین معاش خود مجبور به دزدی و فحشا میشوند ؟ چند تا شهرام جزایری های پشت پرده داریم ؟ من به رفسنجانی و تمام ایل و تبارش اعتراض دارم .من به شهرام جزایری های ازاد و به گرگان در لباس شیر اعتراض دارم .من به یقه بسته های ریش بلند که در لباس بسیجی ات هرکاری میکنند اعتراض دارم .من به تمام پروژه هایی که شروع و در واسط کار بودجه شان به حساب شخصی افراد رفته و بی نتیجه میمانند اعتراض دارم ...من به صورت های شطرنجی قاتلان و دزدان در تلویزیون اما در مقابل پخش شدن خصوصی ترین صحنه ها از ناموس مردم در سطح شهر و کشور اعتراض دارم ... من به کتک زدن یک جوان ایرانی و پاک در ملاء عام (فقط به جرم اینکه به چیزی اعتراض دارد) اما در مقابل درخفا اعدام کردن قاتلان و پخش کنندگان فیلم های خصوصی مردم اعتراض دارم . مثلا همین فیلم کثیفی که از بازیگر محبوب صدا سیما در سراسر کشور پخش شد. چرا از حثیت و ابرو او دفاع نشد ؟ او اگر فساد اخلاقی داشت به خودش و خدایش مربوط بود اما او نیز مانند تمام مردم یک جامعه حق داشت که از حیثیتش دفاع شود چرا خبر این موضوع زبان به زبان و درست و غلط گشت اما یکبار وبرای همیشه و واضح برای مردم توضیح داده نشد ؟ چرا هزاران هزار فیلم از صحنه های خصوصی مردم بعد از این ماجرا نیز پخش شد ؟ چند زندگی از هم پاشیده شد ؟ چند دختر دست به خودکشی زدند ؟ چند خانواده بی ابرو شدند؟ به نظر شما اگر با پخش کننده ها با مقایسه به اهمیت موضوع برخورد مناسب و در ملاءعام صورت میگرفت دوباره کسی جرئت به دزدیدن و پخش کردن صحنه های خصوصی مردم میکرد؟ کدام عقل سلیم و انسان منصفی ناموس مردم را در خیابان زیر ضربه های باتوم گرفتن را تایید میکند کدام اسلامی کدام پیامبری ایجاد رعب و وحشت را برای مدتی در دل مردم به بهانه ی کوتاهی مانتو و بد حجابی تایید میکند ... حضرت علی به زور کتک روسری سر زنان کرد و عشق الهی را در دل انان قرار داد یا امام حسین ؟ در کدام کتاب اسمانی امده است که برای اسلام باید زنان و دختران را به زور باتوم مجبور به پوشیده بودن کرد ؟ کمااینکه ما خود نیز شاهد بودیم که با این درگیری ها اندک حجابی هم که بود از بین میرفت و دختران با صورتی خون الود و موهایی اشفته و بی حجاب و مانتوهایی که بر اثر شدت برخورد بی دکمه شده بود به درون ماشین های گشت بدحجابی حول داده میشدند . و این است معنای جمهوری اسلامی

